همه ناگفتنی های من
سرما بین آن دو غوغا میکرد...روبروی هم نشسته بودند و سکوت را بین هم رد و بدل میکردند...و بالاخره یک نفر سکوت را شکاند:ما به درد هم نمیخوریم،تو کسی نبودی که فکر میکردم و انتظارش را داشتم...و صدایی بغضآمیز جواب داد: به همین سادگی؟
به همین سادگی
به همین سادگی...آیا واقعا به همین سادگی بود؟ نوشته شده در ۱۳۸۸/٥/۱۳ساعت
۱٠:٢٠ ق.ظ توسط بهداد کردی نظرات () |
| Design By : Night Skin |

